المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

199

التنبيه والإشراف ( فارسي )

روز از ذى قعده و همهء ذى حجه و محرم و صفر و ده روز ماه ربيع الاول بود و پيمبر بفرمود تا على اين چهار جمله را اعلام كند كه « پس از اين سال هيچ مشركى حج نكند و برهنه‌اى بر خانه طواف نبرد و جز مسلمان كسى وارد بهشت نمىشود و هر كه با پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم مدتى دارد مدت او رعايت مىشود » . وقتى سال بعد بيامد پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم در ذى حجه حج كرد كه حجة الوداع بود و براى مردم خطبه خواند و گفت : « بدانيد كه گردش زمان چون روزى است كه خدا آسمان و زمين را بيافريد . سال دوازده ماه است . چهار ماه آن حرام است : ذى قعده و ذى حجه و محرم و رجب مضر ما بين جمادى و شعبان » . اين بيان وى عليه السلام است و اگر كسى اين چهار ماه را چنان به حساب آورد كه از محرم آغاز شود و رجب و ذى قعده و ذى حجه را بدنبال آرد روا باشد . اين را از اين جهت گفتيم كه بعضىها اين ماهها را از دو سال گيرند ولى پيغمبر صلى الله عليه و سلم فرمود « چهار ماه آن » و اين دليل است كه همه در يك سال است . فرقه اشمعث اسرائيليان كه اكثر يهودند از رؤيت هلال و شمار ماه‌هاى قمرى و ايام آن تبعيت كنند و اين را عبور نامند . و قبطيان مصر را ديده‌ام كه اين را افقطى گويند و حساب ماه‌هاى قمرى را براى عيد فصح نگه دارند . ولى در اين قسمت خلاف است ، عنانيان پيروان عنان بن نبادود كه از سران يهود عراق بوده و نيز قرائيان بر اينند كه تا خوشه كامل شود و اين را ابيب گويند فصح نگيرند . بعضى ديگر بر اينند كه وقتى خوشه نمودار شود فصح گيرند و منتظر كمال آن نشوند . مسعودى گويد : و ما اختلاف اقوام مذكور را دربارهء سالهاى شمسى و قمرى و ماه‌هاى آن با چگونگى و علت كبيسه و نسىء بشرح و تفصيل در كتابهاى سابق خود آورده‌ايم ، بعلاوه مطالب ديگر از جمله اختلافى كه ابرخس و پيروان وى با بطلميوس كلواذى در رصدهاى خويش و تعيين مدت سال شمسى دارند و گفتار ابرخس